پنجشنبه 6 شهريور 1393  
منابع(بايان نامه)
پايان نامه هاي علمي - سياسي-2

علاوه بر برخي كتب و انبوهي از مقالات كه در مورد مرحوم محقق خراساني نگاشته شده است گاه گاهي هم دانشگاه ها و دانشجويان عنوان پايان نامه هاي خود را اختصاص به مرحوم آخوند خراساني  اختصاص مي دهند. در اينجا چند پايان نامه علمي ، تاريخي و سياسي كه يا مستقلا و يا به صورت مقايسه اي و انضمامي به زندگي علمي و سياسي مرحوم محقق خراساني و بررسي نظرياتي از ايشان پرداخته اند معرفي مي شود:

×××××××××××××××××××××××××××××××

1- مقايسه‌ي نظرات و عملكرد آخوند خراساني و امام خميني(ره) در مواضع و نقش فقهاء در انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامي


نويسنده: محمد عليزاده
 كارشناسي‌ارشد
 رشته: تاريخ انقلاب اسلامي
  پژوهشكده‌ي انقلاب اسلامي واحد تهران
 استاد راهنما: دكتر محسن بهشتي‌سرشت
 مشاور: دكتر غلام‌حسين زرگري‌نژاد
سال:1387

اين پايان‌نامه در چهار بخش و در 214 صفحه تدوين شده است. در بخش اول با عنوان «سير تحول نظريات و عملكردهاي فقهاء در مواجهه و نقش‌پذيري در حكومت‌ها از ابتداي عصر غيبت تا انقلاب اسلامي»،‌ به تطور و تحول فكر شيعي در بستر تاريخ اشاره شده، مواضع و انديشه‌هاي متفكرين و فقهاي برجسته‌ي شيعه چون شيخ كليني، شيخ مفيد، سيد مرتضي،‌ ‌شيخ طوسي، خواجه نصيرالدين طوسي، علامه حلي، شهيد اول و ... در زمينه‌ي تعامل با زمامداران و سلاطين مورد بررسي قرار گرفته است. يكي از جدي‌ترين مباحث در اين بخش، نقش فقهاء در ساختار و تشكيلات حكومت صفوي مي‌باشد. سپس نقش فقها در اين دوره و نيز در ديگر ادوار تاريخي ايران مورد بررسي قرار گرفته و به انديشه‌ها و آراي علمايي چون محقق كركي، علامه مجلسي، شيخ مرتضي انصاري، ملا احمد نراقي و ميرزاي شيرازي و فتواي تحريم تنباكو به تفصيل پرداخته شده است.
دومين بخش اين پايان‌نامه با عنوان «آخوند خراساني»، به بررسي زندگي، انديشه و عملكرد آخوند خراساني اختصاص يافته است. در اين بخش، مؤلف ابتدا نگاهي گذرا به زندگي فردي آخوند خراساني انداخته و سپس به انگيزه و هدف آخوند خراساني در مشاركت در انقلاب مشروطه اشاره كرده، حفظ استقلال سياسي، فراهم شدن آباداني و پيشرفت كشور، گسترش ارزش‌هاي اسلامي و حفظ اسلاميت مشروطه و ... را از آن جمله ذكر مي‌كند. در ادامه نظريات فقهي و سياسي آخوند اشاره كرده به‌خصوص درباره‌ي تعامل او با مشروطه‌خواهان و حمايت از انقلاب مشروطه، ‌به طور مفصل بحث كرده است. وي آخوند خراساني را پيرو مكتب شيخ مرتضي انصاري مي‌داند كه منتقد حضور علماء در عرصه‌ي سياست [عملي] مي‌باشد. هم‌چنين وي ادعا مي‌كند كه آخوند خراساني، وظيفه‌ي علماء را محدود به امور شرعي و قضايي مي‌داند و حمايتش از مشروطه را از منظر دفع افسد به فاسد دانسته،‌ از آن با عنوان موتور انقلاب مشروطه نام مي‌برد. اختلافات آخوند خراساني با مشروعه‌خواهان و نيز روشنفكران از ديگر مباحث اين بخش مي‌باشد كه در نهايت با رحلت ناگهاني آخوند خراساني پايان مي‌يابد.
در سومين بخش اين پايان‌نامه با عنوان «‌امام خميني(ره)»،‌ مؤلف ابتدا نگاهي گذرا به زندگي فردي امام افكنده سپس به آسيب‌شناسي نهضت‌هاي تاريخ معاصر از نگاه امام خميني(ره) پرداخته است. انگيزه و هدف امام خميني(ره) در قيام عليه رژيم پهلوي ديگر فرازهايي از اين قسمت مي‌باشد كه عبارتند از: برپايي حكومت اسلامي،‌ عدم وابستگي به بيگانگان ‌و .... سپس به سير انديشه‌ي امام خميني(ره) اشاره مي‌كند و نظرات سياسي و فقهي امام خميني(ره) را با استناد به تأليفات معظم‌له بيان مي‌كند كه برجسته‌ترين انديشه‌ي فقهي ـ سياسي امام خميني(ره) را ولايت فقيه مي‌داند. در ادامه و ذيل عنوان فصل دوم، ‌سير تاريخي مبارزات امام(ره) با رژيم پهلوي را مورد بررسي قرار مي‌دهد.
آخرين و اصلي‌ترين بخش اين پايان‌نامه، ارزيابي و مقايسه‌ي نظرات و عملكرد آخوند خراساني و امام خميني(ره) در مورد مواضع و نقش فقهاء در انقلاب مشروطه و اسلامي مي‌باشد. در اين بخش، مقدمه‌اي درباره‌ي تغييرات سياسي ـ اجتماعي صورت گرفته در فاصله‌ي زماني بين انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامي بيان شده و تأثير آن‌ها در تشابه و تفاوت انديشه‌هاي آخوند خراساني و امام خميني(ره) مد نظر قرار داده شده است. محورهاي مشترك انديشه‌ي آخوند خراساني و امام خميني(ره) از نظر نويسنده عبارت است از: 1- حركت در چارچوب قانون، 2- حفظ و تقويت اسلام 3- قرائت‌هاي نوين از اسلام و توجه به مقتضيات زمان و مكان 4- مواجهه با تمدن غرب 5- قداست‌بخشي به مبارزه. وي ضرورت انقلاب و اصلاح، مبارزه‌ي تهاجمي يا تدافعي، تمركز و قدرت رهبري، مبارزه‌ي مسلحانه، ولايت فقيه و ... نيز از محورهاي تفاوت انديشه‌ي آخوند خراساني و امام خميني مي‌داند.
نمودارهاي نسبت شريعت و سياست در انديشه‌هاي آخوند خراساني، ‌امام خميني(ره) و شيخ فضل‌الله نوري هم به عنوان ضميمه‌ي پايان‌نامه آورده شده است. در انتها نيز منابع و مآخذ به صورت الفبايي آورده شده است.
واژگان كليدي:
انقلاب مشروطه، انقلاب اسلامي، آخوند خراساني، ‌امام خميني.

.........................................................

2- بررسي مقايسه اي نقش رهبران روحاني نهضت مشروطيت و انقلاب اسلامي

 
عنوان انگليسي: 
عنوان عربي: 
نويسنده: سلامي، رضا
مقطع: كارشناسي ارشد
رشته گرايش: معارف اسلامي و علوم سياسي
دانشگاه: امام صادق (ع)
 استاد راهنما: منوچهر محمدي
استاد مشاور: حميد بهرامي احمدي، حسين موسوي خراساني
استاد ناظر: 
تاريخ دفاع: 
كلمات كليدي: ،
واحد: 
 
منابع:

 
چكيده:
هدف از تحقيق حاضر، مطالعه تطبيقي نقش رهبران روحاني نهضت مشروطيت و انقلاب اسلامي است، كه براي انجام آن از روش كتابخانه اي استفاده شده است. تحقيق حاضر داراي سه فصل است كه هر كدام داراي بخشهاي مختلفي هستند. فصل اول كه مربوط به كليات است به مباحثي چون معناي لغوي و اصطلاحي نهضت و انقلاب، تحليل حضور به عنصر"مردم"،"ايدئولوژي"و"رهبري"، خصوصيات ويژه سازمان روحانيت در جامعه ايران، نقش رهبري روحانيت تا نهضت مشروطيت و نقش رهبري روحانيت تا انقلاب اسلامي پرداخته شده است. نقش رهبران روحاني در نهضت مشروطيت در فصل دوم و نقش رهبري در انقلاب اسلامي در فصل سوم مورد بررسي قرار گرفته است. يافته هاي تحقيق نشان مي دهد، نقش روحانيون در رهبري كليه مراحل نهضت مشروطيت و انقلاب اسلامي، بسيار قابل توجه بوده است. اما هريك از محققان و ناظران حوادث تاريخ ايران، از زواياي خاص به ميزان تاثير و نفوذ روحانيون در نهضت مشروطيت نگريسته اند و قضاوتهاي گوناگوني نموده اند ولي در مورد انقلاب اسلامي هيچ گونه شك و ترديدي وجود ندارد كه اركان اساسي مديريت و رهبريت اين انقلاب به طور كامل توسط روحانيون، شكل گرفته است. رهبري جامع، كامل و ممتاز امام خميني (ره) در انقلاب اسلامي بر خلاف نهضت مشروطيت از مهمترين عوامل موثر در پيروزي نهايي انقلاب اسلامي محسوب مي شود. در حاليكه برخي از رهبران روحاني در نهضت مشروطيت، هرچند نسبت به احكام و قوانين اخلاقي و حوزوي از آگاهيهاي زيادي برخوردار بودند، اما در بسياري از زمينه هاي سياسي و شناخت توطئه هاي گوناگون دشمنان اسلام و كيفيت مقابله و مبارزه باآن ناتوان بودند. رهبري انقلاب اسلامي بر خلاف نهضت مشروطيت از مقام مرجعيت تقليد برخوردار بود، و توده مردم مسلمان به امام خميني (ره)، به چشم يك مرجع"واجب الاتباع" مينگريستند و درعمل به فرامين او، لحظه اي درنگ به خود راه نمي دادند و همانند احكام اسلامي از دستورات سياسي ايشان نيز اطالعت مي كردند. امام خميني (ره) بنينگذار فكري طرح"حكومت اسلامي" در زمان غيبت بودند كه با پيروزي انقلاب اسلامي در نظام جمهوري اسلامي تجلي پيدا كرد. درصورتيكه در نهضت مشروطيت، چنين امري از سوي رهبران روحاني مشاهده نمي شود. آنان برخلاف امام خميني(ره) از يك طرح مدون اسلامي براي دوران بعد از پيروزي نهضت مشروطيت برخوردار نبودند. از ويژگيهاي منحصر به فرد رهبري انقلاب اسلامي اين بود كه روند حركت انقلاب را برمبناي يك قيام صددرصد اسلامي قراردادند ولي در نهضت مشروطيت، نيروهاي غير مذهبي به تدريجنيروهاي مذهبي را كنار زدند. امام خميني (ر در انقلاب اسلامي، برخلاف نهضت مشروطيت، بصورت صريح، ساده و آشكار مسائل انقلا را بامردم درميان مي گذاشتند، در صورتيكه در نهضت مشروطيت، عكس اين موضوع مصداق پيداكرد. امام خميني(ره علاوه بر مبارزه با استبداد داخلي، هدف گيري مبارزات خويش را به سوي آمريكا و اسرائيل و غرب توسعه دادند، درحاليكه هدف رهبران روحاني مشروطيت، فقط در رارستاي مبارزه با استبداد داخلي قرار داشت و به خارج از چارچوب مرزهاي نظام داخلي سرايت نمي كرد. از جمله اقدامات ديگر امام خميني (ره)، مسئله كادرسازي عناصر مطلوب اسلامي براي آينده انقلاب بود، كه چنين وضعيتي در نهضت مشروطيت مشاهده نمي شود. از نكات تشابه انقلاب اسلامي و نهضت مشروطيت اين بود كه مهمترين نقطه شروع انقلاب اسلامي نهضت ‎۱۵ خرداد ‎۱۳۴۲ و مهمترين شروع نهضت مشروطيت، نهضت تنباكو بود. تشابه ديگر دراين بود كه اسكلت اصلي نهضت ‎۱۵ خرداد و نهضت تنباكو را روحانيوني آگاه تشكيل مي دادند كه با حضور در ميدان مبارزه عملي و خط دهي به نيروهاي مذهبي و اسلامي، افق روشن پيروزي جنبشهاي نكتبي و خالص را براي آينده مبارزات ترسيم نمودند و مجال قدرت سازماندهي را از نيروهاي غير مذهبي سلب كردند.
 

....................................................
3- بررسي اختلاف سياسي فقيهان در نهضت مشروطيت ايران

 
عنوان انگليسي: 
عنوان عربي: 
نويسنده: جهان شاهلو، علي رضا
مقطع: كارشناسي ارشد
رشته گرايش: 
دانشگاه: موسسه آموزشي پژوهشي امام خميني
 استاد راهنما: دكتر نجفي، موسي
استاد مشاور: 
استاد ناظر: 
تاريخ دفاع: 1381
كلمات كليدي: ،
واحد: 
 
منابع:

 
چكيده:
عالمان شيعي در نيمه قرن اول قرن چهاردهم هجري، پس از رهبري موفق قيام تحريم تنباكو، عهده دار رهبري نهضتي به مراتب وسيع تر و پيچيده تر گشتند. به رغم همراهي اوليه بيشتر فقيهان در قيام مشروطيت، پس ازچندي، بسياري از آنان، روي از نظام برتافته، به مقابله با آن برخاستند. از سوي ديگر، تعداد زيادي از عالمان البته تا برهه زماني خاصي به حمايت خود ادامه دادند. تحقيق حاضر كوشيده است با استقصاي رويكردهاي مجتهدان شيعي، علت تفاوت موضع سياسي آنان نسبت به اين نهضت را روشن گرداند. در اين راستا، بدنبال بحث تاريخي در فصل دوم، علما از منظر شيوه و نوع برخورد در قبال مشروطه، به پنچ گروه تقسيم شده اند. در ادامه، تحت عنوان «مباني تحليل»، چهار عامل فرضي براي تفاوت موضع گيري هاي عالمان بصورت كلي مورد بررسي قرار گرفته اند. فصل چهارم كه نقطه ثقل رساله مي باشد با توجه به دو فصل قبلي پي ريزي شده است. اين فصل ابتدا به ارزيابي بنيادهاي نظام مشروطه، از منظر برخي فقهاي دخيل در نهضت، پرداخته است؛ سپس تحليل هاي ارائه شده يا قابل ارائه در باب اختلاف سياسي عالمان ، به اختصار ذكر،و قضاوت وداوري درباره آنها صورت پذيرفته است.مباحث رساله در محدوده اطلاعات دست يافته چنين نتيجه گيري و جمع بندي شده اند كه : عوامل مختلف البته با تفاوت زياد در ميزان تأثير سبب ساز اختلاف سياسي مجتهدان، در برهه زماني مشروطه گشته اند. مهمترين عامل عبارت بود از: «شناخت متفاوت نسبت به اوضاع اجتماعي سياسي ايران و جهان كه خود از علل متعددي همچون 1- تفاوت موقعيت شهرها؛ 2- منابع اطلاعاتي؛ 3- ميزان شناخت از غرب؛ 4- ويژگيهاي روان شناختي، نشأت مي گرفت. دو عامل «استنباط و اجتهاد مختلف ديني» و«منافع شخصي» نيز در مواردي تأثير گذار بوده اند.
 

....................................................


4- گفتمان مشروطه اسلامي: بررسي زمينه هاي پيدايش و شكل گيري گفتمان مشروطه اسلامي در عصر مشروطيت ايران

 
عنوان انگليسي: 
عنوان عربي: 
نويسنده: حبيبي خوزاني، محمد
مقطع: كارشناسي ارشد
رشته گرايش: علوم سياسي
دانشگاه: دانشگاه تهران
 استاد راهنما: صادق زيبا كلام
استاد مشاور: عليرضا صدرا
استاد ناظر: 
تاريخ دفاع: 1387
كلمات كليدي: 
واحد: 
 
منابع:
 
چكيده:
چكيده (فارسي): گفتمان مشروطه خواهي ايرانيان كه حول محور انديشه مشروطه خواهي و قانون گرايي شكل گرفته بود ، حاصل طرح و برجسته سازي اصول ، مباني و مفاهيم مشروطيت بود كه توسط گروهي از روشنفكران و از طريق چاپ و انتشار آثار و مكتوباتشان به تدريج در نيم سده عصر ناصري ، وارد فضاي سياسي و اجتماعي جامعه ايران شد . با افزايش آگاهي در ميان طبقات مختلف جامعه وشكل گيري نوعي پذيرش واقبال عمومي نسبت به مفاهيم مشروطيت ، به تدريج گفتمان مشروطه خواهي به گفتمان مسلط در عرصه سياسي ايران تبديل شد و نهايتاً پيروزي جنبش مشروطيت را به دنبال داشت . اما با توجه به تلقي خاص روشنفكران نيم سده عصر ناصري نسبت به مفاهيم مشروطيت ، گفتمان مشروطه خواهي ايرانيان از همان ابتدا ، ماهيت مذهبي داشت . تأسيس نظام سياسي مشروطه و تدوين نظام حقوقي آن ، با توجه به مخالفتهاي سرسختانه طرفداران استبداد ، نيازمند نظريه پردازي ، پيرامون اثبات مشروعيت نظام جديد بود . ماهيت مذهبي گفتمان مشروطه خواهي اين فرصت را در اختيار بخشهايي از جريان روحانيت قرار داد تا با نظريه پردازي پيرامون مشروعيت مشروطيت و توجيه شرعي نظام سياسي مشروطه ، ضمن دفاع از نظام جديد به نظريه پردازان اصلي انديشه مشروطه خواهي در فضاي پس از پيروزي جنبش مشروطيت تبديل شوند . اما نظريه پردازيهاي روحانيون مشروطه خواه در غياب جريان روشنفكري ، سمت و سووجهت گيري گفتمان مشروطه خواهي را تغيير داد تا جايي كه به شكل گيري گفتمان جديدي در درون گفتمان مشروطه خواهي ايرانيان منجر شد . اين گفتمان اخير را با توجه به مؤلفه ها و عناصر دروني آن ، ما گفتمان مشروطه اسلامي نامگذاري كرده و هدف خود در اين پژوهش را بررسي زمينه هاي شكل گيري و پيدايش اين گفتمان قرار داده ايم . در ضمن بررسي ماهيت دروني گفتمان مشروطه اسلامي و نقاط تمايز و افتراق آن از گفتمان مشروطه خواهي روشنفكران و انديشه هاي روحانيون مشروعه خواه نيز در در اين پژوهش مورد بررسي قرار مي گيرد .
 

....................................................

5- بررسي مواضع سياسي علماي شيعه در قبال حكومت از نهضت عدالتخانه تا كودتاي رضاخان (۱۲۹۹-‎۱۲۸۳ه.ق)

 
عنوان انگليسي: 
عنوان عربي: 
نويسنده: جهان بين، فرزاد
مقطع: كارشناسي ارشد
رشته گرايش: معارف اسلامي و علوم سياسي
دانشگاه: امام صادق(ع)
 استاد راهنما: ناصر جمالزاده
استاد مشاور: جلال درخشه
استاد ناظر: 
تاريخ دفاع: 
كلمات كليدي: ،
واحد: 
 
منابع:

 
چكيده:
بررسي مواضع سياسي علماي شيعه در قبال حكومت از نهضت عدالتخانه تا كودتاي رضاخان و نشان دادن سير مواضع علما از افتراق اوليه تا اتحاد ثانويه به جهت اهميت جايگاه و نقش كليدي علما و اهميت تاريخي اين مقطع حساس از اهميت ويژه اي برخوردار مي باشد. پايان نامه حاضر در مقام پاسخگويي به اين پرسش اصلي است كه مواضع سياسي علماي شيعه در قبال حكومت از نهضت عدالتخانه تا كودتاي رضاخان چه بوده است؟ در نهضت عدالتخانه به جهت روشن بودن مفهوم استبدادي و لزوم تحديد آن و نيز بومي و دير آشنا بودن مفهوم عدالتخانه علماي شيعه در تقابل با حكومت استبدادي موضعي واحد داشتند. طرح مفهوم مشروطه و مفاهيم مرتبط با آن و ورود اين مفاهيم در ادبيات سياسي مبارزاتي مردم و علما موجب بروز اختلاف ميان علما و تقسيم آنها به سه گروه مشروعه خواه و مشروطه خواه و بي طرف گرديد. در بررسي نسبت علما با اين مفاهيم بايد دو نكته را مورد توجه قرار داد. اول آنكه اختلاف نظر جدي در ارتباط با مشروطه و مفاهيم مطرح در ذيل آن ميان خود علمايي كه از آنها با عنوان كلي مشروطه خواه و مشروعه خواه ياد مي شود وجود دارد و نبايد به صورت بسيط به اين دو مجموعه نگريست و دوم آنكه عوامل موجد اختلاف عواملي مبنايي نبودند و از اينرو قاعدتا درگيري اصلي مي بايد ميان علما و مشروطه خواهان سكولار رخ مي داد و عوامل اختلاف زاعمدتا از عوامل محيطي نشات مي گرفتند. با فتح تهران و روي كارآمدن حكومت مشروطه دوم به دنبال كشف حقيقت مشروطه خواهي بر علما و ناكارآمدي اين حكومت در تحقق اهداف نهضت مجددا مواضع علما در ضديت با آن به يكديگر نزديك شده و به وحدت گرويد.
 

....................................................


6- تحول نظري فقه سياسي شيعه از مشروطيت تا انقلاب اسلامي

 
عنوان انگليسي: 
عنوان عربي: 
نويسنده: حيدري، عباس
مقطع: كارشناسي ارشد
رشته گرايش: علوم سياسي
دانشگاه: باقرالعلوم
 استاد راهنما: 
استاد مشاور: 
استاد ناظر: 
تاريخ دفاع: 1379
كلمات كليدي: 
واحد: 
 
منابع:
 
چكيده:
شكل گيري اجتهاد دين شناختي جامع گفتمان ولايت را در فقه سياسي شيعه در دوره از مشروطيت به بعد، مسلط ساخت و گفتمان حسبه را در حاشيه قرار داد. بيان ويژگي هاي اين اجتهاد جديد و آثار آن، هر چه باشد، خيلي برا ي اين پژوهش مهم نبود، بلكه آنچه در درجه اول اهميت قرار دارد، بيان عوامل شكل گيري اين اجتهاد است. اين پژوهش همراه با ملاحظه بعضي از اصول معرفت شناسي و بايدها و نبايدهاي مكتب هرمنوتيك، چارچوب نظري را طراحي مي كند و در پرتو آن عوامل زير را به عنوان عوامل ذهني و عيني، شكل گيري اجتهاد جديد در فقه سياسي شيعه در دوره مورد نظر، شناسايي مي كند. ‎۱- بسط تحقيقات اصولي، ‎۲- گرايش فلسفي فقها، ‎۳- افزايش نفوذ اجتماعي فقها، ‎۴- همكاري متقابل استبداد و استعمار.
 

....................................................

7- جايگاه دولت در انديشه سياسي صاحب نظران عصر مشروطه

 
عنوان انگليسي: 
عنوان عربي: 
نويسنده: شاه محمدي٬ روح الله
مقطع: كارشناسي ارشد
رشته گرايش: علوم سياسي
دانشگاه: دانشگاه آزاد اسلامي
 استاد راهنما: محمد رحيم عيوضي
استاد مشاور: علي اكبر اميني
استاد ناظر: 
تاريخ دفاع: 1382
كلمات كليدي: 
واحد: تهران مركزي
 
منابع:
 
چكيده:
هدف پژوهش پي بردن به علت تضاد موجود در بين نخبگان جامعه ايران است كه علي رغم داشتن اصطلاحات سياسي مشترك هرگز به يك وفاق فكري و فسلفي واحدي نرسيده اند. كه براي تحليل علل اين تضاد٬ انديشه حكومتي سه نحله ليبرالي٬ سوسياليستي و اسلامي را مورد توجه قرار مي دهد. روش پژوهش كتابخانه اي و اسنادي است كه عمدتا بر مبناي اصلي و رساله هاي سياسي و مذهبي و اسناد عصر مشروطه انجام گرفته است. نتايج نشان مي دهد انديشه مشروطه خواهي و دولت مدرن توسط روشنفكران وارد ايران شد و باعث تحولاتي مهم در ساختار سياسي كشور٬ مخصوصا نوع نگاه به دولت و جايگاه ملت شد در اين ميان تفكر سياسي شيعه نيز تحول شگرفي را تجربه كرد و بر اساس تلاشهاي علماي نو گرا و پراگماتيست٬ واژه هاي غربي رنگ و بوي ملي گرفت و در نهايت دولت مدرن بر پايه آموزه هاي ديني در ايران شكل گرفت.‬
 

....................................................


8- روابط ايران و عثماني در دوره مشروطه (از 1323 تا 1327 ه .ق)

 
عنوان انگليسي: 
عنوان عربي: 
نويسنده: چامجيچ، نيحاد
مقطع: كارشناسي ارشد
رشته گرايش: تاريخ
دانشگاه: دانشگاه تهران
 استاد راهنما: تنهاتن ناصري، ايرج 
استاد مشاور: زرگري نژاد، غلامحسين 
استاد ناظر: 
تاريخ دفاع: 1384
كلمات كليدي: ،
واحد: 
 
منابع:
 
چكيده:
در اين تحقيق روابط دو كشور بزرگ اسلامي در زمان انقلاب مشروطيت ايران از سال 1323 الي 1327هجري قمري بررسي و تحليل مي شود. روابط بين دو كشور اسلامي اصولا بر اساس دوستي بود و رقابتهاي سياسي و گاه سياسي- مذهبي هيچ وقت نتوانستند مانع تبادل در زمينه هاي مختلف فكري، فرهنگي، سياسي و اقتصادي بشود. اين تبادل در قرن 19 و اوايل قرن 20 ميلادي برجسته تر و محسوس تر بود. در فصل اول اين رساله كمي راجع به پيشينه تاريخي بحث و توصيف مهم ترين رويدادها و تحولات كه تأثيرگذار در روابط دولتين بودند، پرداختيم و محورهاي اصلي مناسبات و روابط سياسي، نظامي و فرهنگي ميان ايران و امپراطوري عثماني تعيين كرديم. در فصل دوم به توصيف و تحليل اوضاع سياسي، اجتماعي و مذهبي در مناطق كردنشين آذربايجان و كردستان در زمان حكومت قاجاريان تا آستانه انقلاب مشروطه ايران پرداختيم. در فصل سوم راجع به سياست عثماني نسبت به مرز غربي و تجاوز به خاك ايران در زمان انقلاب مشروطه ايران بحث و بررسي شد و به نتيجه رسيديم كه دولت سلطان عبد الحميد عثماني با مشاهده اين بحران در ايران بر صدد بر آمد كه با تحريك احساسات مذهبي اكراد از فرصت استفاده كند و مناطق سني نشين غرب ايران را تصرف كند و از اين طريق امتيازات فراواني به دست بياورد. اگرچه ايران در آن زمان ضعيف بود و نتوانست در مقابل تجاوز از خود دفاع كند، باز هم اراده قوي رهبران سياسي- ديني و مردم ايران كنار فشارهاي دولتهاي خارجي از جمله اينگليس، روسيه و آلمان كه عليه دولت عثماني اعمال مي شد، دولت عثماني را واراد كرد كه از مقاصد خود صرف نظر كند و مناطق تسخير شده را تخليه كند. در فصل چهارم به بررسي سياست سفارت عثماني نسبت به تحولات در صحنه سياسي ايران پرداختيم. از طرفي سفارت عثماني در تلاش بود كه روابط خوبي با علماي اسلامي بر قرار كند و از اين طريق سياست اتحاد اسلام را پيش ببرند و زمينه براي گسترش نفوذ خود ايجاد كند. سفير عثماني با اينكه از طرفداران مشروطه خواهان ايران بود با دليل مقام كه عهدهدارش بود، نتوانست به مشروطه خواهان را عملا ياري كند. بعد از تغيير نظام در عثماني سفارت عثماني تا حدي رويكرد خود را نسبت به مسايل داخلي ايران تغيير داده است و عملا از مشروطه خواهان حمايت كرد.
 چكيده (انگليسي): This research contains analysis of relations between Iran and Ottoman Empire in the time of Iranian constitutional revolution (1323 to 1327 A.H.). Relations between two Islamic states in principle were on the basis of friendship. Political and some times political-religious competitions could never be an obstacle in the way of exchange of views in intellectual, cultural, political and economic fields. In the 19-th and beginning of 20-th century A.D. this interchange was more distinguished and more perceptible. In the first chapter of this thesis, we have in short presented historical backgrounds which had effected on the relations between two states and also fundamental axis of political, cultural and military relations between Iran and Ottoman Empire. In the second chapter, we paid attention to explanation and analysis of political, social and religious situation in the regions inhabited by mainly Kurdish population in the part of Azerbaijan and Kurdistan provinces in the time of Qajar’s role till beginning of Constitutional revolution in Iran. In the third chapter, the Ottoman politics towards the western borders and aggression on Iranian territory in the time of Constitutional revolution in Iran was analyzed and we concluded that the Ottoman government witnessing this crises in Iran decided to incite religious feeling between Kurdish people and use this opportunity to occupy regions of western Iran which are inhabited by Sunni-muslims and by this way accomplish a great deal of privileges. Iran was week at that time and couldn’t defend itself from aggression, but pressures of foreign states like England, Russia and Germany upon Ottoman state from one side and strong will of Iranian political and religious leaders and citizens from another side, persuaded Ottomans to change their intention and withdraw from occupied regions. In the fourth chapter, we analyzed diplomacy of Ottoman embassy in Iran towards changes at political scene in Iran. From one side Ottoman embassy tried to establish good relations with Islamic scholars and by this way to accomplish Islamic unity and prepare ground for spread of its influence. Although Ottoman ambassador was on the side of Iranian constitutionalists but because of inconformity autocratic system in Ottoman Empire with Constitution he wasn’t able to help them practically. After the change of system in Ottoman Empire it’s embassy to some extent also changed it’s relations towards internal matters in Iran and practically supported
 

....................................................


9- تعامل سنت و تجدد در متون سياسي عصر مشروطه (براساس پنج متن و رساله)

 
عنوان انگليسي: 
عنوان عربي: 
نويسنده: صوفي نياركي، تقي
مقطع: كارشناسي ارشد
رشته گرايش: 
دانشگاه: موسسه آموزشي پژوهشي امام خميني
 استاد راهنما: دكتر نجفي، موسي
استاد مشاور: 
استاد ناظر: 
تاريخ دفاع: 1381
كلمات كليدي: 
واحد: 
 
منابع:
 
چكيده:
جايگاه «سنت» و «تجدد» در مباحث انديشه اي مخصوصاً در دنياي امروز زماني مشخص و روشن خواهد بود؛ كه ما در دو نگاه اسلامي و غربي به عناصر و مؤلفه هاي آن توجه و دقت نظر داشته باشيم؛ چرا كه اولين و اصلي ترين گام روشن كردن مواضع خود در مباني معرفتي در اين مقولات مي باشد، تا در تحليل و تطبيق آن با مباحث پيراموني دچار مشكل نشويم. برخي متون سياسي عصر مشروطه به لحاظ برخورداري از ويژگي هاي منحصر به فرد، در زمينه هاي انديشه و معرفت سياسي، مي توانند جزء اصلي ترين منابع آشنايي ما با افكار عالمان و انديشمندان سياسي در زمان خود باشند. حدود آگاهي متون با مباني تمدني و مسائل سياسي اجتماعي مغرب زمين، و آشنايي آنان با تحولات پيرامون سياسي اجتماعي ايران از جمله مسائلي است كه با تأمل در آن آثار مي توان به دست آورد. به لحاظ تاريخي عصر مشروطه عصر چالش و برخورد جدي و متمايز از ديگر زمان هاي ايران با انديشه هاي مدرن غربي مي باشد. كه به طبع خود موضع گيري متفاوتي از جريانات موجود در ايران را به همراه داشت، جرياني كه به وارداتي بودن افكار و اندبشه ها آگاه بود، لذا هر نوع تعامل و رابطه اي را از باب احتياط بررسي مي كرد، جرياني كه دواي درد ايران و ايرانيان را پيروي بي چون و چرا از آن افكار مي دانست، و جريانات ديگر با واكنش هاي متفاوت. نسبت «سنت» و «تجدد» در ايران، نسبت معرفتي است كه هر چه قدر اين نسبت و معرفت بهتر و كامل تر شناخته و شناسانده شود، آن گاه جايگاه هر دو قابل بحث خواهد بود. با اين بيان «سنت» در ايران همان «دين و ديانت» و آن چيزي است كه شهروندان در همه حال خواهان و پايبند به آن بوده اند، مي باشد.و «تجدد» در ايران اگر همان كالاي وارداتي كه مبتني بر مباني امانيستي غرب مي باشد، باشد، نه تنها جايگاهي در «سنت» نداشته و هيچ تعاملي بين آنها برقرار نيست؛ بلكه به يك معني در پي انحطاط «سنت» نيز بوده است. تجدد در ايران معني همان بدعت در دين مي باشدو اما اگر از تجدد فقط و فقط معناي لغوي آن مراد باشد كه به گونه اي نوآوري و پيشرفتي كه در متن دين نيز همواره به آن سفارش و تأكيد شده است باشد، مي توان جايگاهي در تفكرات سنتي پيدا كرده و مورد توجه نيز واقع گردد. ايران از تجدد بهره اي ناچيز آن هم ناقص و ابتر به دست نياورد، و به راستي در پروژه تجدد ما را راه ندادند تا خود انتخاب كنيم؛ بلكه آن چرا كه خود با مطامع استعماري و استثماري براي ما مي خواستند، ما را مجبور به اخذ و تقليد كردند، و چه غم انگيز كه روشنفكران متجدد مأب، داعيه داران اين تجدد در ايران سنتي گشتند، كه خود هيچ نسبتي با آن نداشتند. در بيگانه بودن اين تفكر همان بس كه عالمان ديني را به واكنش در مقابل خود فرا مي خواند.هر چند كه با رويكردهاي متفاوت از يكديگر، ولي به هر حال آن را كاملاً غير سنتي و غير بومي يافته بودند، و لذا در مقابل آن اتخاذ موضع مي كردند.
 

....................................................

10- زمينه هاي اجتماعي سنت گرايي و تجدد خواهي در ايران ( ازانقلاب مشروطيت تا انقلاب اسلامي

 
عنوان انگليسي: 
عنوان عربي: 
نويسنده: افشاركهن، جواد
مقطع: كارشناسي ارشد
رشته گرايش: 
دانشگاه: اصفهان
 استاد راهنما: كلانتري، صمد
استاد مشاور: 
استاد ناظر: 
تاريخ دفاع: 1379
كلمات كليدي: ،
واحد: 
 
منابع:

 
چكيده:
از حدود يكصد و پنجاه سال پيش و توام با فراهم آمدن مقدمات جنبش مشروطه خواهي ، افكار و آراء نوين از مغرب زمين به ايران راه يافتند . در طي تحولات سالهاي بعد ، جامعه ايران در اختلافات پيرامون مساله تجدد و سنت ، به گروههاي متفاوتي تقسيم شده بود ، گروههايي كه هر كدام رويكردي خاص در اين باره داشتند .از منظر موضوع سنت و تجدد ، و با تفكيك وضعيتهايي همچون زيستن براساس سنت و سنت گرايي و نيز با تمايز نهادن ميان تجدد گرايي و متجدد بودن طبقات مختلفي در جامعه ايران پديد آمدند : طبقات سنتي ، سنت گرا ، متجدد و تجدد گرا . بدن ترتيب صحنه حيات سياسي اجتماعي اقتصادي ايران محل منازعات تازه اي گرديد و اين امر به قطبي شدن جامعه و افزايش شكافهاي طبقاتي منجر شد. امروزه ، گر چه اصطلاحات سنتي و مدرن در محاورات روزمره به طور نادقيق اغلب محل استفاده است ، اما اين امر حكايت از پابرجايي معضي تاريخي دارد . رسالة حاضر ضمن تشريح معناي سنت و واژگان مشتق شده از آن ، به توضيح معناي تجدد در دو حوزة فلسفه و علم الاجتماع پرداخته است و سپس با مروري بر نظريات قشربندي اجتماعي ، چارچوب تئوريك خود را فراهم آورده است . از خلال بكارگيري اين چارچوب ، محقق كوشيده است تا زمينه و بستر اجتماعي گرايشات سنت خواهانه و تجدد گرايانه را بررسي نمايد و مايه هاي قوت و ضعف طبقات سنت گرا و تجددگرا را مورد كاوش قرار مي دهد. اصل دوري جستن از ارزش داوري ، همواره در طول تحقيق مورد توجه قرار گرفته است و بر همين اساس يادآوري شده كه مفاهيم سنتي و متجدد ، در بردارنده معنايي منفي يا مثبت نيستند و صرفاً توصيفاتي براي بيان وضعيت هاي متفاوت اند.
 

....................................................

11- در راه آزادي ايران با تاريخچه اي از انقلاب مشروطيت ايران

 
عنوان انگليسي: 
عنوان عربي: 
نويسنده: پوروالي، اسمعيل
مقطع: كارشناسي
رشته گرايش: علوم انساني
دانشگاه: دانشسراي عالي
 استاد راهنما: بينا
استاد مشاور: 
استاد ناظر: 
تاريخ دفاع: 1346
كلمات كليدي: 
واحد: تهران
 
منابع:
 
چكيده:
پژوهش شامل موارد ذيل است. عللي كه مشروطيت را پديد آورد، جريان شروع انقلاب مشروطيت، بررسي انقلاب مشروطيت به وسيله مظفرالدين شاه و وليعهد، حوادث بعد از مظفر الدين شاه و وقايعي مانند تحريكات مداوم محمدعلي ميرزا عليه مجلس فعل اتابك و بلواي توپخانه، ماجراي بمب اندازي به كالسكه شاه، حوادث دوران محمدعلي ميرزا، كشاكش شاه بعد از واقعه توپ بستن مجلس و قيام تبريز و اصفهان و رشت، شكست محمد علي ميرزا و طرد او از كشور.
 

....................................................
12- تعامل انديشه ديني و عمل سياسي در جنبش مشروطيت ۱۲۹۹ - ۱۲۸۵

 
عنوان انگليسي: 
عنوان عربي: 
نويسنده: قياسي، فاطمه
مقطع: كارشناسي ارشد
رشته گرايش: علوم سياسي
دانشگاه: دانشگاه آزاد اسلامي
 استاد راهنما: علي بيگدلي
استاد مشاور: احمد دوست محمدي
استاد ناظر: 
تاريخ دفاع: 1382
كلمات كليدي: 
واحد: تهران مركزي
 
منابع:
 
چكيده:
هدف از اين پژوهش بررسي مكانيسم هاي تعامل انديشه ديني و عمل سياسي، نحوه اين تعامل و يافتن پاسخ اين پرسش است كه آيا بين انديشه ديني وعمل سياسي در انقلاب مشروطيت تعاملي وجود داشته است ؟ روش پوژهش: روش وبر در پژوهش علي رويدادهاي تاريخي يعني كشف عليت هاي تاريخي و جامعه شناختي در بررسي رويدادهاي تاريخي، به همراه بررسي و تحليل در آثار تاريخي اين دوره، متولوژي تحقيق را شكل داده است طرح پژوهش: به لحاظ علمي و براي بررسي نظري و عملي تحولات و دگرگوني هاي اجتماعي و تاثير و تاثر تعاملي انديشه و عمل به تبيين نوع ارتباط ميان انديشه و عمل پرداخته تا بدين وسيله به تحليل دقيق كنش هاي اجتماعي مبتني برانديشه ديني دست يافته و اثبات شود كه پيامدهاي نظري و عملي اين ارتباط در تفسير و تحليل، نتايج نويني پديد مي آورد نتيجه گيري: تعامل انديشه ديني و عمل سياسي در خلال مشروطيت سبب تعميق حركات سياسي و تحول در انديشه ديني در ابعاد گوناگون اجتماعي آن شده است
 

......................................................................................................................

13-مدرنيسم از نگاه رهبران مذهبي در ايران (دوره قاجاريه) 

 
عنوان انگليسي: 
عنوان عربي: 
نويسنده: رضايت، سيد جواد
مقطع: كارشناسي ارشد
رشته گرايش: علوم سياسي
دانشگاه: دانشگاه اصفهان
 استاد راهنما: محمدعلي بصيري
استاد مشاور: سيد جواد امام جمعه زاده
استاد ناظر: 
تاريخ دفاع: 1385
كلمات كليدي: 
واحد: 
 
منابع:
 
چكيده:
مدرنيسم از نگاه رهبران مذهبي در ايران شايد در دوران معاصر كه به نوعي دوران گذار در كشور ما مي باشد، از دغدغه هاي بسياري از دانشجوياني است كه قصد تحقيق و بررسي مباني فكري و علمي را در كشور دنبال مي كنند. پايان نامه مدرنيسم از نگاه رهبران مذهبي در دوره قاجاريه با نگاه به اين قطعه تاريخي سعي دارد تقابل بين دين و تفكرات نو را در بين انديشمندان آن دوره مورد بررسي قرار دهد. چنانچه سير تكامل جوامع از حلقه ها و مقاطع متعددي تشكيل گرديده است. ساختار و محتواي هر مقطع متأثر از مجموعه تحولاتي است كه در مقاطع پيشين به وقوع پيوسته اند و در بستر تاريخ شكل يافته اند و عصر جديد يعني رنسانس و پس از آن تمام زيربناهاي گذشته را دچار دگرگوني ساخت و كشور ما نيز بي تأثير از آن نبود. مدرنيته را مي توان مجموعه فرهنگ و تمدن اروپايي از رنسانس به اين سو دانست يا آن را از امروزگي يا نوآوري ناميد و همچنين گفته اند مدرنيته دريافت ذهني نو از جهان، از هستي، زمان و تحول تاريخي است. تعدد و تنوع حوزه هايي كه مدرنيتي در آنها متجلي گشت شامل علم، هنر، فلسفه، تكنولوژي و 000 از يك سو و تعدد دستگاهها يا گرايشهاي فلسفي، فكري كه به تحليل و تبيين آن پرداخته اند، از سوي ديگر بررسي مقوله مدرنيتي را مستلزم كار گسترده و دشواري نموده است كه هر كدام از انديشمندان از زاويه نگاه خود به آن پرداخته اند و در ادامه آنان پا را فراتر گذاشته و انسان پست مدرن را نيز در راستاي نوع متكامل به ميدان چالش كشانده اند. به طور كلي و با در نظر گرفتن تمامي انسانيت در همه زمانها مي توان دين را همچون گرايش شديد انسان ها به سوي وجود والاي خداوند يا نيروي برين و يا احساس ساده وابستگي به آنان به منظور تبيين علل وجودي خويشتن در جهان و بازيابي معنايي براي هستي دانست. در نتيجه دين اعتقادات نسبت به اين واقعيتها و اشكالي كه به خود مي گيرند مناسك كيش ها و اعمال گوناگون مذهبي را مشخص مي دارد. دوركهيم كه از نقطه نظر جامعه شناسانه به مسائل مي پردازد دين را عبارت مي داند از: يك نهاد اجتماعي كه اساس آن تمايز بين امر مقدس و امر نامقدس است. به هر روي اگرچه شناخت منشاء علم انسان است اما كنشهاي گوناگون انسان هم موضوع شناخت قرار گرفته و بر پديده شناخت تأثير مي گذارد و از اين جهت شايد گزاف نباشد، اگر بگوييم دين و مدرنيسم از جنس همان شناخت براي انسانند و در گذر زمان انسانها همواره سعي داشته اند برداشت خود را از مسائل متافيزيكي بر اساس همان كنشهاي اشاره شده بيان نمايند. مدرنيسم از نگاه رهبران مذهبي در ايران بخصوص در دوره قاجاريه كه در واقع آن دوران را مي توان نقطه عطفي براي ورود به دوره جديد در ايران نام برد در پي يك مطلب اساسي است وآن مطلب چيزي نيست مگر اثبات اين موضوع كه اصولاً روح دين همواره در پي نو به نوشدن و به تكامل رساندن انسان است و يا به عبارتي ساده تر مدرنيسم ازجايگاه عقل هيچ تناقضي با دين ندارد، بلكه هر دودريك سيستم متوازن مي توانند به نيازهاي بشر پاسخ دهند. هر چند كه در بررسي اين دوره تاريخي از نظر سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي و بطور كلي واكنشهايي كه متفكران ايراني در قبال مدرنيسم از خود نشان دادند، گاه محافظه كارانه، گاه راديكالي و گاه معتدل بود. اما ماحصل آن يك وجه مشترك داشت و آن رساندن تفكر در ايران به سوي پيشرفت و توسعه بود. چنانچه با مطالعه بسياري از آن ديدگاهها كه عمدتاً از زبان و قلم انديشمندان مسلمان و مذهبي كه در اين پايان نامه مورد بررسي قرار گرفته در مي يابيم كه فهم تئوريك آغاز مدرنيسم فراتر از مرزهاي حوزه هاي علميه قرار داشته و مفاهيمي همچون آزادي، پارلمان، تمدن غرب، مساوات، جمهوريت، مشروطه، انتخابات، اپوزسيون تسامل و تسامح، عقل گرايي، هويت ديني و اصلاح طلبي، قانونگذاري، نفي حكومت مطلقه و در يك كلام دموكراسي از دغدغه هاي مسلم و انكار ناپذير فكري آنان بوده است. در پايان نامه مدرنيسم از نگاه رهبران مذهبي اين انديشه ها هر چند مختصر و در حد يك پايان نامه بررسي گشته كه به عقيده نگارنده هر كدام از انديشه ها قادرند كه در آينده تبديل به كتاب گردند و ذهن بسياري از كساني كه انديشه نو را متعلق به غرب مي دانند را آگاه سازد كه انديشمندان و متفكران اسلامي به مدد همه جانبه بودن دين اسلام قبل از مدرنيسم و حتي قبل از اينكه مونستيكو و هانبرود كايت به تدوين استراتژي هاي جامعه شناسانه در ارتباط با نوع حكوكت شوندگان و حكومت كنندگان بپردازند، اشاره داشته اند. زيرا كه فرهنگ ديني ما بر اساس اصول برابري،آزادي و دموكراسي بنا گشته است.

 
امتیاز دهی
 
 

بيشتر
كليه حقوق اين سايت براي دبيرخانه كنگره بزرگداشت آخوند ملا محمد كاظم خراساني محفوظ مي باشد









Guest (PortalGuest)

كنگره آخوند خراساني
Powered By Sigma ITID.